بحران حق پخش؛ درآمدی که قرار نیست به فوتبال برسد
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، حق پخش تلویزیونی یکی از اصلیترین منابع درآمدی فوتبال حرفهای در دنیاست. با این حال، فوتبال ایران سالهاست با چالشهای جدی در این حوزه مواجه است؛ چالشهایی که نهتنها به توسعه کمک نکرده، بلکه گاه اصل ادامه لیگ را نیز زیر سؤال برده است.
بررسی حق پخش فوتبال ایران
بر اساس آمار موجود، حق پخش فوتبال ایران حدود ۳.۵ میلیون یورو برآورد میشود که با نرخ فعلی ارز، رقمی حدود ۵۵۰ میلیارد تومان است. این سؤال اساسی مطرح میشود که این مبلغ دقیقاً در کجای فوتبال ایران هزینه میشود؟
در عمل، کل این مبلغ بین باشگاهها تقسیم نمیشود و سازمان لیگ سهم خود را برمیدارد، ورزشگاهها هزینههای مربوطه را کسر میکنند و مبالغ دیگری نیز تحت عناوین مختلف کاهش مییابد.
در نهایت، تقریباً نصف این مبلغ میان ۱۶ تیم لیگ برتر تقسیم میشود؛ یعنی سهم هر تیم چیزی حدود ۱۵ میلیارد تومان. رقمی که با توجه به هزینههای جاری یک باشگاه حرفهای (دستمزد بازیکنان، کادر فنی، سفرها، زیرساخت و…) عملاً ناکافی است.
مقایسه با فوتبال منطقه
برای درک بهتر عمق فاجعه، کافی است نگاهی به فوتبال ترکیه بیندازیم. لیگ دسته دوم ترکیه بهتنهایی حدود 20 هزار میلیارد تومان حق پخش دارد. این مقایسه نشان میدهد که فاصله فوتبال ایران حتی با لیگهای درجه دوم منطقه نیز بسیار عمیق است.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا فوتبالی با این سطح از درآمد، زیرساخت و اعتبار، اساساً توجیه اقتصادی برای ادامه به شکل فعلی دارد یا خیر؟
بحران زیرساخت
مشکلات فوتبال ایران تنها به مسائل مالی محدود نمیشود. کمبود ورزشگاه استاندارد به مرحله بحرانی رسیده است؛ تا جایی که اخیراً اعلام شده شهر تهران ورزشگاه مناسب برای میزبانی استقلال و پرسپولیس در نیم فصل دوم ندارد. این مسئله اعتبار لیگ را بیش از پیش زیر سؤال میبرد.
ضرورت توجه به فوتبال پایه و جوانان
در چنین شرایطی، یکی از معدود راهکارهای منطقی، سرمایهگذاری بر جوانان است.
در حال حاضر، ۵ بازیکن از تیم امید برای اعزام به جام جهانی 2026 ثبت شدهاند؛ لیست نهایی تیم ملی نیز معمولاً حدود یک ماه پیش از جام جهانی مشخص میشود.
ممکن است تیم امید ایران مقابل تیمهایی مانند کره جنوبی یا ازبکستان در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا شکست بخورد، اما نتیجهگرایی کوتاهمدت نباید مانع سرمایهگذاری بلندمدت شود. تجربه ثابت کرده که این مسیر، در نهایت پاسخ میدهد.
نمونههای تاریخی موفق
تاریخ فوتبال ایران سرشار از مثالهایی است که این دیدگاه را تأیید میکند.
زمانی که بازیکنانی چون امید عالیشاه، احمد نوراللهی و کریم انصاریفرد به پرسپولیس پیوستند، بسیاری از کارشناسان آنها را «بیکیفیت» میدانستند، اما هر سه به ستارههای لیگ تبدیل شدند.
نمونهای تاریخیتر، بازی ایران و ژاپن در پلیآف جام جهانی ۱۹۹۸ است. در شهر کوالالامپور مالزی، مهدی پاشازاده برای نخستین بار در ترکیب اصلی تیم ملی قرار گرفت. عملکرد درخشان او نهتنها مردم، بلکه کارشناسان را شگفتزده کرد. پاشازاده هم در آن دیدار و هم در بازی رفت و برگشت مقابل استرالیا، یکی از ستارههای تیم ایران بود؛ تا جایی که به تیم منتخب جهان دعوت شد، هرچند موفق به حضور در آن مسابقه نشد.
در شرایطی که فوتبال ایران با بحران مالی، ضعف حق پخش، کمبود زیرساخت و کاهش اعتبار بینالمللی مواجه است، سرمایهگذاری روی جوانان نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. تجربه نشان داده که این مسیر، هرچند پرریسک و زمانبر، در نهایت میتواند فوتبال ایران را از بنبست فعلی نجات دهد.
انتهای پیام/